سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

41

تاريخ ايران ( فارسى )

شرح حالات طغرل بيك 455 - 429 هجرى - ( 1603 - 1037 ) ما در بالا گفتيم كه سلطان محمود تصويب سلطنت خويش و اعطاء لقب را از مقام خلافت جدا درخواست مينمايد و اينك ديده مىشود كه فاتحين سلجوق بعد از شكست پسر مسعود عين همين تقاضا را از دربار خلافت مينمايند . چنان كه در يك نامه‌اى بعنوان خليفه بعد از اظهار اطاعت و صميميت درخواست ميكنند كه خليفه آنانرا برسميت شناخته و سلطنت سلجوقى را تصويب نمايد . حاجت بذكر نيست كه خليفه القائم بامر الله اين درخواست را پذيرفته امر كرد در مساجد خطبه بنام طغرل بخوانند ، بعلاوه مقرر داشت كه اسم او در سكه جلو اسم رئيس سلسلهء منحطهء بويه نقش شود . سلجوقيان فاتح اينوقت در سرتاسر ايران منتشر گرديدند كه آن در ميان شعبه‌هاى مختلف خاندان‌هائى كه حكمرانى داشته‌اند تقسيم شده بود . در 447 هجرى ( 1005 ) طغرل بيك از ديدار با دبدبه و شكوهى كه از بغداد كرد فتوحاتش را كامل نمود . راجع بمراسم و تشريفاتى كه در اين موقع تاريخى به عمل آمده شرحى بما رسيده كه آن بسيار جالب توجه است ، چه از آن ميتوان دريافت كه اعتبار و نفوذى كه هنوز اختصاص بخلافت دارد تا چه اندازه بوده است . خلاصه اين فاتح سلجوقى با عده‌اى از ملتزمين خود از نجبا و اعيان‌زاده‌ها پياده و بدون سلاح حركت كرده تا بجايگاه مقدس خليفه رسيد . خليفه ويرا بار ميدهد در حالتى كه بر تختى از زر كه از پوشش‌هاى نفيس گران‌بها مستور بود نشسته و رداء سياه عباسى بر دوش كرده و عصاى پيغمبر در دست راست داشت . اينجا طغرل به حال خضوع به خاك افتاده و تخت خليفه را بوسيد و پس از اندكى اشاره شد روى تخت پهلوى خليفه جاى گيرد . فرمانى كه قبلا نوشته شده بود قرائت شد و بموجب آن طغرل به منصب نيابت خليفهء رسول و امام مسلمانان تعيين گرديد . هفت خلعت فاخر و هفت غلام كه اشاره بهفت كشور خلافتى بود بوى اعطاء مىشود ، رداء زربفت نفيسى كه با مشك و عبير معطر كرده بودند بدوش او انداخته و تاج دوشقه كه علامت سلطنت ايران و حجاز بوده بر سرش گذاردند و براى مزيد بر احترامات وى دو شمشير كه اشاره به سلطنت مشرق و مغرب بود بكمر او بستند . ممكن است بعضى خوانندگان چنين خيال كنند كه خليفه در اينجا فقط خواسته است بوسيلهء نمايشات بالا ضعف و انحطاط خودش را